X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



**** یــــــــــــــــــــــاری چــوار چیون بــاوری و جا ////// راسـتــــــــــی و پاکـــــــی ، نیستـــــی و رداء **** ****راگـــــــــه حقیقت شیشه بنیین نه جـــــای گـــزافن نه جای منیین**** پیروان آئین یارسان - داستان کشته شدن حججی از زبان رضا ملک! پیروان آئین یارسان - داستان کشته شدن حججی از زبان رضا ملک!
RSS

«غلام‌رضا مکعیان» مشهور به «رضا ملک» زندانی سیاسی محبوس در بند ۴ زندان اوین که پیش‌تر «معاون تحقیق و بررسی» وزارت اطلاعات در دوران علی فلاحیان بوده و در پی افشای برخی مستندات قتل‌های زنجیره‌‌ای برای نخستین‌بار به زندان افتاد، در نامه‌ای که برای انتشار در اختیار «آمدنیوز» قرار داده، از هجوم ده تن از مأموران برای حضور اجباری در دادگاه، دادگاه یک و نیم دقیقه‌ای خود، مشاهداتش در زندان و راز قتل محسن حججی پرده برداشت.



آقای ملک در بخشی از نامه‌ی خود مدعی شده است: «محسن حججی یک‌سال و نیم در سوریه و در پشت جبهه‌ها توسط داعش تحت نظر قرار گرفت، بدون اینکه در جبهه بجنگد! سپس برای چک نهایی او را با کمربند به ایران فرستادند تا او را که به صورت نفوذی فرستاده شده بود چک کنند و چون او بدون انفجار در کاروان اربعین، عکس یادگاری گرفت و کاملا از نظر داعش سرخ بود، نبایستی مجددا اعزام می‌شد. ولی طائب خونریز و سردار جنایتکار که در سرکوب‌های داخلی به مدال‌هایی از طرف خامنه‌ای نائل شده بودند به اصرار بار دیگر او را به سوریه و داخل داعش فرستادند. این‌بار داعش نه تنها سرش را، که تمام بدنش را قطعه قطعه کرد و در کیسه برای خامنه‌ای فرستاد.»


متن کامل نامه‌ی «رضا ملک» از بند چهار زندان اوین را با هم می‌خوانیم:


به نام خدا

زندان اوین بند ۴، میدان جنگ ظالم و مظلوم، ملت شریف، جوانان بیدار دل ایران زمین درودتان باد.


امروز زندانیان سیاسی اوین هم‌دوش شما در قیام سرنگونی رژیم فاسد و مظلوم‎‌ستیز، همچنان سیاهی حاکم به سلول‌ها می‌جنگند و قربانی می‌دهند. در مورخه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، گارد زندان به تعداد ۱۲۰ نفر در هجوم به بند ۴ چیزی نمانده بود تا جنایتی دیگر بیافریند. این هجوم ناجوانمردانه فقط در مقابله با اراده آهنین فردی صورت گرفت که حاضر به تمکین در برابر ظلم و بیدادگری حاکمان خون‌ریز زندان نمی‌گردید.


عزیزانم،

این حقیر و پایدار حرمت خون جوانان شما را که ۱۵ سال تمام در زیر زنجیرهای ستم و شکنجه‌های قرون وسطایی تحمل ظلم و شکنجه و حبس نموده‌ام، قرار بود بار دیگر به بیدادگاه انقلاب ببرند. از آنجا که حقیر بدون همراهی وکیلم خانم ستوده حاضر نبودم در جلسه بی‌دادگاه شرکت نمایم، بیش از ۶ بار از دستور اعزام امتناع نموده و فشار زندان را تحمل نمودم. ولی با حکم شدیدالحن قاضی مقیسه در شعبه ۲۸ که بارها از او احکام ظالمانه دریافت کرده بودم، زندان اجبار داشت مرا به زور اعزام نماید. از آنجا که بایستی با زور اعزام می‌شدم از صبح زود ابتدا رییس زندان جناب دکتر سلطانی را به سالن زندان اعزام نمود تا مرا به رفتن متقاعد نماید. او چون نتوانست، لذا سرهنگ رییس قرارگاه و رییس بند به همراه ۱۰ نفر از گارد ۱۲۰ نفره اعزامی به بند ۴ به اتاق من آمدند و پس از نیم ساعت صحبت که بیشتر توسط من برای آنان از ظلم‌ها و شکنجه‌ها سخن گفته شد، اقدام به خشونت برای اعزام من نمودند.


گارد زندان برای جلوگیری از فریادهای «مرگ بر خامنه‌ای» من و جلوگیری از تحریک ۷۰۰ زندانی محبوس در اندرزگاه ۴ که احتمال قیام‌شان می‌رفت، آماده حمله شدند. از لحظه نخست که اقدام به انتقال خشونت‌بار من نمودند، فریادهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای شکنجه‌گر»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر یزید زمان» که صدها بار تا لحظه انتقالم به اتومبیل ادامه داشت، تمامی افراد ۳ سالن را علی‌رغم حکومت نظامی در سالن‌ها، اتاق‌ها مثل سگ از من می‌ترسیدند و این‌گونه بود که با حضور ۴ نفر مسلح به شوکر و اسپری با دستبند از جلو به داخل به اتاق مقیسه بردند. مقیسه برخلاف دو دادگاه قبلی که با فحاشی و اهانت از من استقبال کرده بود، این‌بار دستور داشت در کوتاه‌ترین زمان و با کمترین الفاظ سرم را ببرد.


در دو دادگاه قبلی او با دادن ۳ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق و با فحاشی که متقابلا با کلماتی مثل «آخوندک شپشو» مقابله به مثل کرده و به او برای خفه کردنش حمله‌ور شده بودم، این‌بار در سکوت کامل برگزار شد.


بد نیست بدانید ۳ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق را برای شهادت به قتل زهرا کاظمی توسط ملعون مرتضوی به من داد. در حالی که اخیرا دادستان تهران و وزیر اسبق اطلاعات به محاکمه او به اتهام قتل زهرا کاظمی شهادت دادند. بگذریم.


در این بی‌دادگاه مقیسه تنها یک سوال از من کرد که بدون پاسخ و بدون حضور وکیل‌ام خانم نسرین ستوده تنها حدود ۶۰ تا ۹۰ ثانیه بی‌دادگاه به طول انجامید. یعنی کل زمان انجام محاکمه بین یک تا یک و نیم دقیقه به خود اختصاص داد و در مقابل هر سه سوال و آخرین دفاع منشی نوشت: «متهم سکوت کرد». آری این بود ماجرای محاکمه بی‌دادگاه‌های خامنه‌ای بنا به عنوان مجرمیت، تبلیغ، تشویش، اهانت، درود بر زندانیان سیاسی.


آیا روزی هم باید مصدق‌ها به پا خیزند و کاشانی‌ها باید خیانت کنند تا گاز ملی گردد؟ آیا ملت ایران می‌دانند زیاده‌خواهان، اشغال‌گران و حاکمان ظالم، چگونه جوانان ایران را به مسلخ سوریه قربانی کردند تا چند صباحی بیشتر به ملت ایران حکم برانند؟ آیا می‌دانید «حججی» چگونه قطعه قطعه شد؟ او یک‌سال و نیم در سوریه و در پشت جبهه‌ها توسط داعش تحت نظر قرار گرفت، بدون اینکه در جبهه بجنگد! سپس برای چک نهایی او را با کمربند به ایران فرستادند تا او را که به صورت نفوذی فرستاده شده بود چک کنند و چون او بدون انفجار در کاروان اربعین، عکس یادگاری گرفت و کاملا از نظر داعش سرخ بود، نبایستی مجددا اعزام می‌شد. ولی طائب خونریز و سردار جنایتکار که در سرکوب‌های داخلی به مدال‌هایی از طرف خامنه‌ای نائل شده بودند به اصرار بار دیگر او را به سوریه و داخل داعش فرستادند. این‌بار داعش نه تنها سرش را، که تمام بدنش را قطعه قطعه کرد و در کیسه برای خامنه‌ای فرستاد. در واقع حججی قربانی حماقت عوامل خامنه‌ای گردید. بی‌خود نبود که در مراسمات او خامنه‌ای برای دلداری خانواده‌اش شرکت کرد.


در زندان‌ها نیز بیماران در وضع اسفناکی به سر می‌برند. مرگ و میر بسیار زیاد است. ظرف یک هفته دو نفر فقط در بند ۴ سالن‌های یک و دو به خاطر اعزام نکردن به بیمارستان فوت نمودند. یک بلوچ سنی ۵ ماه است به خاطر زمین‌خوردگی و شکستگی دست به بیمارستان اعزام نشده، خود من به علت شکنجه‌ها و نقص کمر به شدت از سیاتیک رنج می‌برم و حتی پزشکان دستور اعزام را کتبا نوشته‌اند. ولی مسئولین زندان و حفاظت از اعزام ممانعت می‌کنند.


از طرفی مرتبا عوامل حفاظت وزارت اطلاعات، عوامل اطلاعات سپاه و عوامل اطلاعات امنیت ناجا در قالب زندانی به اتاقم در سالن ۲، بند ۴ رفت‌وآمد می‌کنند. به علاوه چند مزدور جایزه بگیر و بزهکار را برای آزار و گزارش‌دهی از موقعیت من در اتاق گمارده‌اند به طوری که دیگران مرتبا به من تذکر می‌دهند مراقب خوراکی‌های خود باش، زیرا ممکن است آن‌را مسموم کنند. تازه این علاوه بر دوربین‌های اتاق، سالن‌ها و هواخوری است.


۹۶/۱۲/۲۶ برای سومین بار برای تشکیل بی‌دادگاه احضار شدم که از رفتن امتناع کردم. بی‌دادگاه شعبه ۲۸ مقیسه ملعون که قبلا ۲ بار از او حکم گرفته بودم؛ «اشد مجازات». دلیل نرفتن‌ام هم آن بود که دادستان تهران از پذیرفتن وکیلم خانم نسرین ستوده امتناع کرده بود. لذا بدون وکیلم حاضر نشدم به بی‌دادگاه بروم.


مقیسه قاضی خبیث و بد دهنی است که در واقع سمبل اسلام ناب محمدی من درآوردی ولایت مطلقه فقیه است. هر دو بار هم در پاسخ اهانت‌هایش به او «آخوندک شپشو» و «خبیث» اطلاق کرده بودم و در درگیری برای خفه کردنش به او حمله کرده بودم که اگر محافظینش با شوکر و اسپری وارد اتاق نشده بودند، این خبیث را خفه می‌کردم و امتی را نجات می‌دادم.


او در ۲ پرونده جمعا ۳ سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق به من داده بود که چرا گفته‌ای زهرا کاظمی با ضربات سعید مرتضوی در بند ۲۰۹ به شهادت رسیده؟ در حالی که اخیرا همین مشاهدات و اظهارات من که در ویدیویی برای «بان کی مون» دبیرکل ارسال شد و در یوتیوب نیز موجود است، مورد تایید وزیر اسبق وزارت اطلاعات و دادستان فعلی قرار گرفته است. آری، این است اسلام ناب محمدی جعلی.


برچسب ها :

پیروان آئین یارسان
translate to the other lang
آرشيو مطالب
آپلود نامحدود فايل
آپلود عکس
تماس با مديران وبلاگ
تماس با ما
ديکشنري و تقويم وبلاگ


قالب ميهن بلاگ تقويم جلالي

پيوندهاي روزانه
درباره ما

    به تصویر کشیدن جنایات و تبعیضات رژیم جمهوری اسلامی در حق مردم مظلوم یارسان
آمار وبلاگ
» بازديد امروز :12
» افراد آنلاین :2
» بازديد دیروز :1
» بازديد ماه :12
» بازديدسال :6287
» کل بازدیدها :25520
» مجموع اعضا : 3
» تعداد مطالب : 373